رمانتیسم در اصطلاح به یک جریان فرهنگی و ادبی گسترده‌ اطلاق میشود که در حدود سالهای ۱۷۶۰ تا ۱۸۵۰ میلادی ظهور یافت. این جریان تأثیرات عظیمی بر ادبیات، هنر، فلسفه، و فرهنگ عمومی داشت. اصول رمانتیسم شامل تأکید بر احساسات، خلاقیت، تجربه شخصی، و ارتباط با طبیعت و گذشته بود. شاید اصطلاح «وحشی نجیب» برآمده از آثار ژان ژاک روسو بتواند توضیح روشنی در رابطه با علت ظهور این جریان در اختیارمان بگذارد. زمانی اولین گامهای صنعتی سازی با ایجاد کارخانه های صنعتی و افزایش جمعیت شهرها بواسطه مهاجرت روستاییان برای کار در کارخانه ها برداشته میشد.در این زمان بود که حرص و طمع انسانی برای افزایش سرمایه و افزایش بازار و استثمار زمین متحد جدیدی یافته بود. مکتب رمانتیسم را با مقدار بسیاری اغماض میتوان به عنوان یک جریان مقاومت در برابر این ائتلاف بر شمرد. جایی که صنعت و تکنیک می رفت که به خدمت بخش تاریک روان انسان درآید. آن بخشی از رمانتیسم که ممکن است شامل حسرت خوردن برای گذشته باشد در اصطلاح «وحشی نجیب» نمود می یافت، جایی که انسان هرچند با پیچ و خم های تمدن عجیبن نشده اما در هماهنگی با طبیعت گام برمیدارد و از حرص و طمع خبری نیست.

حال از سالهای 1800 تا به امروز حرکت کنیم، طی این سالها صنعت و تکنیک در عبور از موانع، دروازه هایی را فتح نموده که در آن زمان حتی در مخیله ها هم وجود نداشتند. امروز بسیاری از کارها به سادگی انجام می پذیرند، انجام کارهای بانکی، خرید، اطلاع از وضعیت آب و هوا، اطلاع از اخبار به طور دقیق، ارتباط با دوستان و آشنایان، رد و بدل کردن پیام ها. استفاده از امکانات شهری، دریافت مشاوره در زمینه های مختلف و... اما بر سر احساس ادمی چه آمد؟

با تمام امکاناتی که تکنولوژی برای انسان به ارمغان آورده، با این وجود حس رضایت همچنان غایب است. تا این زمان حسرت همراه همیشگی انسان بوده است.این حسرت که معمولاً به عنوان «نوستالژی» شناخته می‌شود ناشی از یک ارتباط عاطفی با گذشته و زمانهای گرمی را نشان می‌دهد که اکنون تنها در خاطره حضور دارند.چرا؟ شاید بدان علت که جذابیتهای دنیای مدرن هرچند قادرند چشم ها را به خود خیره سازند اما کوچکتر زمانی برای خلوت کافی ست تا انسان با پوچی دنیایش رویارو شود. «بی معنایی» رنج انسان بدون رنج است و هموراه با خود احساس عدم رضایت را بر دوش می کشد.

با اینحال برای احساس حسرت نسبت به گذشته به طور مختصر میتوان چنین دلایلی رو برشمرد؛

  1. تغییرات سریع در جامعه و مناسبات اجتماعی: تغییرات سریع در جوامع مدرن، شامل پیشرفت‌های تکنولوژی، تحولات اقتصادی، و تغییرات اجتماعی، ممکن است باعث حسرت گذشته شوند. افراد ممکن است به دوران‌ها یا شرایطی که به نظرشان ثابت و مطمئن و امن بوده‌اند، احساس حسرت داشته باشند.

  2. تجربیات شخصی ناخوشایند: تجربیات ناخوشایند گذشته مانند روابط ناپایدار، شکست‌ها، یا انتخاب‌های ناصحیح، ممکن است باعث ایجاد حسرت گذشته شوند. افراد ممکن است به گذشته نگاه کنند و احساس کنند که اگر تصمیم‌های بهتری گرفته بودند، وضعیت کنونی زندگی‌شان متفاوت بود.

  3. تفاوت‌ها در ارزش‌ها و انتظارات: تغییرات در ارزش‌ها و انتظارات جامعه ممکن است باعث حسرت گذشته شوند. افراد ممکن است به دوران‌ها یا مقادیری که در گذشته به آنها علاقه داشته‌اند، حس حنین داشته باشند.

  4. نوستالژی: نوستالژی یک احساس مثبت است که باعث می‌شود افراد به گذشته با احساسات خوب یا خاطرات دلپذیر نگاه کنند. اما در برخی موارد، نوستالژی می‌تواند با حسرت همراه باشد زیرا افراد ممکن است احساس کنند که زمان گذشته بهتر و خوشایندتر بوده است. برخی از این نوستالژی ها نه از طریق تجربیات مستقیم، بلکه حاصل ادبیات، رسانه، و حتی خاطرات دیگران هستند و به نوعی تجربیات دست دوم محسوب میشوند.

اما در پایان این پرسش همچنان پاربرجاست که آیا گذشته واقعا حسرت برانگیز است؟آیا گذشته به آن گرمایی که تصور میگنیم وجود داشته است؟