اوضاع خاورمیانه بی شباهت به یک استودیو نیست! همه چیزی در آن به صورت شبه اش وجود دارد... شبه دولتها و شبه اپوزیسیون... و ملتی که گیج میان حال و گذشته است و نمی‌داند آینده کدام سمت و سو دارد. نظریه پردازان اجتماعی هژمونی غرب می‌دانستند این سلطه و این اربابی نیاز به یک آنتی تز دارد و اینجاست که اسلام سیاسی برای برآوردن فضای حاجت به کارشان آمد!... بدین صورت که سکسیسم اسلامی بشود منتقد فرهنگ جنسی غربی. و ایران به سبب پیشینه امپراتوری اش بیش از همه بار این مقابله را باید به دوش می کشید و اینجاست که خاورمیانه درگیرودار تاریخ گنگ خود به جای مقابله با بازگشت دین قومیتی و حضور سرطان وارش به پارسی هراسی دل‌مشغول میشود!

امروز همگان بخصوص اپوزیسیون خام اندیش در حال محکوم نمودن اقدام حماس هستند چرا که به نماد مقدس تمدن غربی یعنی یک فستیوال حمله کرده است و چه گناهی بالاتر از این. کفاره این گناه اگر نسل کشی مردمان بی دفاع باشد از نظر اینان کم است. و هیچکس دغدغه قربانیان را ندارد...زمان برای نکوهش قربانی بیش از هر زمان دیگر مهیاست.

در بدو بستان دولتهای متزلزل، این غربیان هستند که می‌توانند امتیازات چشمگیر دریافت کنند. قواعد بین المللی برای ملتهای بی پناه نیز همان حکایت دادخواهی دانه در برابر قاضی گری مرغ است.آ نچه که هست خاورمیانه ای است که جولانگاه پایگاه های نظامی آمریکایی ست که جز امنیت تجارت و پولشویی شرکتهای بزرگ، خیری برای مردمان ندارند.