باز موسم انتخابات شد و بحثهای تکراری به عرصه عمومی بازگشتند! برای اظهارنظر در رابطه با این بحثها که طعم آدامس چهل پنجاه بار جویده را میدهند حوصله ای باقی نمانده! فقط گویا بسیاری از این حضرات و اصحاب هنوز متوجه نشده اند که بسیاری از مسایل قدیمی که محل مناقشه بودند امروز وجود ندارند! صحبت از تقابل میان امت و ملیت اکنون بسیار نا به‌جاست ! هر دو در حال کمرنگ شدن و ناپدید شدن هستند! جامعه به آن شکل سنتی و تأثیرگذار قدیمی هم که تعیین کننده هنجارها و ارزش‌های فرهنگی بود در حال متلاشی شدن و تجزیه شدن است! افراد براساس نهادها و سازمانهایی که منافع و معیشت آنان بدانها گره خورده است، می اندیشند و رفتار می نمایند! فردیت‌گرایی کاذب هم هویت را در هواداری از فلان گروه موسیقی، تیم ورزشی یا سلبریتی و خرید از برندهای معروف می بیند و دیگر توجهی به نظر و رای نهادهای سنتی قدرت در جامعه ندارند. با توجه به تغییراتی که در حال رخ دادن هستند و اثرات بیشینه آنان در آینده آشکار میشود، شناخت وضعیت و تشخیص مسأله، درک و بینش بالایی می طلبد. من در بسیاری از صاحبان تریبون‌ها چنین درک و بینشی نمی بینم. در غیاب تشخیص درست برای شناخت مسأله، این نوع صحبت‌ها را باید نوعی نشخوار ذهنی حاصل از وسواس فکری دانست که در عالم خود غوطه ور است و از محیط بیرونی اش بی خبر.