جذام فرهنگی
مهم نیست که این ارزشگذاری فرهنگی مختص ایران است یا هرکجای دنیا! این تصور باطل که همه می بایست به نوعی به زوجیت برسند! نشانه ای است از جذام فرهنگی! یک بیماری فرهنگی خطرناک که خوشبختی یا کیفیت زندگی انسانی برایش ارزشی ندارد!
اگر جوانی تا دهه سوم و چهارم عمر نتوانست در محیط اجتماعی اش یک آشنایی برای رسیدن به تفاهم و ازدواج ایجاد کند، دلیلی ندارد که برای ازدواج به واسطه و فامیل متوسل شود! این یعنی او میخواهد معایب پیوند سنتی را بپذیرد چون قادر به ایجاد تفاهم نیست. در حالیکه این شخص می بایست به این واقعیت تن در دهد که او برای یک زندگی مشترک مناسب نیست و می بایست تجرد را بپذیرد. از سوی دیگر اگر در محیط اجتماعی شخصی، زمینه برای ایجاد آشنایی و شناخت مهیا نیست، به دلیل همین فقر محیطی نیز می بایست با تجرد کنار آید، چون پیوند سنتی یعنی بازتولید همان الگوها و همان شیوه زیست معیوب که نسلها را در خود گرفتار کرده است.
برای فهم این بیماری خطرناک فرهنگی کافی ست به زندگی خانوادگی در ایران نگاهی انداخت تا به عمق فاجعه پی برد، همسرانی که به عدم تفاهم با یکدیگر آگاهی دارند و فضای زندگی شأن آکنده از عصبیت و پرخاشگریست! برای بقا این پیوند بی ثبات به تجویز سنت به این میدان جنگ بی ثمر کودک یا کودکانی را اضافه می کنند..
این جذام فرهنگی ریشه دار که بر چهره جامعه هویداست از اثر همین پیوندهای سنتی ست که برای حفظ خود، حقوق انسانی و زندگی او را تباه می کند.
درون توست اگر خلوتی و انجمنیست