دیدی بانو؟ همه فتنه‌ها از موی توست

تنها کافی‌ست افشان گیسو شوی و شانه بر گیسوان برکشی

نمی‌دانی که در انبوه تارهای گیسوی‌ت چه گره‌ها بسته‌اند و میان‌شان چه هرزه جانوران لانه گزیده‌اند

در میان تندبادها بر گیسوانت شانه کش بانو

جویبارها بر گیسوانت جاری ساز

صدای جویبارها هم نغمه آزادی‌ست

این دلنشین نغمه را آغاز ساز

آنگاه این نغمه و نعره اهرمن...

هرچند تنها هرچند زخمی

میدان دار این نبرد باش بانو

کافی‌ست گرد از گیسوانت برگیری...

تا اهرمن‌ت را بر خاک بینی

بانو این مردمان هرچند دیر اما سرانجام دریافتند

ژن ژیان ئازادی

هم‌نام هم‌اند